سه شب تجلی یک عمر عاشقی ما تمام شد...
و به سر رسید یک سال انتظار و لحظه شماری برای تو...
با شروعی معطر از عطر خاک، آن هم خاک طلائیه و فکه
تصاویر یادگاری از شب اول این مراسم...
با تشکر از برادر گرانقدر حمیدرضا صدر که زحمت ثبت این تصاویر را کشیدند.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود...

همراه با کاروان مظلوم و مقتدر عمه سادات
در بزم عزای سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) برای تسلی خاطر حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) هم نوا با شهدای گمنام گرد هم آمده و از چشمه خطبه های حیدری زینب کبری(سلام الله علیها) سیراب می شویم.
از عموم خواهران و برادران عزیز نیز دعوت می کنیم که با حضور خود زینت بخش محفل ما باشند.
زمان : چهارشنبه 20 آبان به مدت سه شب _ ساعت 20 الی 22
مکان : آران و بیدگل_خیابان محمد هلال(علیه السلام)_میدان بزرگ_حسینیه حضرت علی اکبر(علیه السلام)
مجمع متوسلین به حضرت زهرا(سلام الّله علیها)
هیأت شهدای گمنام شهرستان آران و بیدگل
دخل محرم ما از آبروی حسین(علیه السلام) است...
هیات شهدای گمنام به مدد خداوند و یاری اهل بیت(علیهم السلام) قصد دارد در ایام عزای اهل بیت(علیهم السلام) به مدت سه شب اقامه عزا کند و به بیان معارف حسینی بپردازد(مراسم از چهارشنبه 20 آبان آغاز خواهد شد).
لذا از همه عزیزان دعوت می شود با حضورشان در این مراسم زینت بخش محفل ما و تسلی خاطر حضرت زهرا(سلام الله علیها) باشند.
و با نیت، از مادر شهدای گمنام مدد گرفته و ما را در هر چه بهتر برگزار کردن این مراسم یاری کنید. لازم به ذکر است که این هیات تحت پوشش و حمایت مالی هیچ سازمان یا نهاد خاصی نیست و کاملا مستقل و مردمی اداره می شود.
نیت کنیم...
شماره کارت جهت مشارکت در مخارج هیات 6279611400407891
به نام آقای طباطبایی
جوان سخت کوش و تیزهوش شهرستان آران و بیدگل برای خانواده و همشهریان خود افتخار آفرین شد.
همیشه واسم این سوال بود که واقعا از چه خدایی باید ترسید؟ یا اینکه چه وقتایی باید از خدا ترسید؟ یعنی خدا اگه چه شکلی با ما برخورد کنه ترسناکه و ما باید از اون لحظه بترسیم؟
اصلا مگه میشه خدا ترسناک باشه؟!
شاید بعضی ها این رو نفهمند ولی خدا یه وقتایی که ما ازش نمی ترسیم، بلکه فکر می کنیم خیلی خوش به حالمون شده، ترسناک تره...
امیرالمومنین(علیه السلام) جواب این سوال رو بیان کرده اند:
(روی تصویر زیر کلیک کنید)
روضه آن آدم را شنیدهای که امام حسین(ع) شخصاً به سراغش میروند و او را برای یاری دعوت میکنند؟ حتماً شنیدهای که طرف بهانه میآورد و دست آخر میگوید اسب و شمشیر خوبی دارد و حاضر است برای یاری دین خدا، آنها را به امام بدهد... و شنیدهای که امام پاسخ میدهند: ما اسب و شمشیر نمیخواهیم، ما خودت را میخواهیم. نمیدانم پای این روضه بودهای یا نه؟ و نمیدانم تو هم مثل من به حال چنین شیعهای تأسف خوردهای یا نه؟ این را داشته باش تا برایت یک محاسبه ساده[از اوضاع امروز] بکنم...